نقش استعداد و استعدادیابی در موفقیت :
در جامعه‌ی امروزی رقابت در فضاهای آموزشی و تخصصی، رشد چشم‌گیری نسبت به گذشته داشته است. در گذشته غالبا داشتن مدرک دیپلم هم می‌توانست تضمین خوبی برای آینده‌ی فردی انسان‌ها باشد اما امروزه داشتن مدرک کارشناسی ارشد و دکتری هم نمی‌تواند تضمین مناسبی برای موفقیت باشد. تعداد روز افزون فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، مدارک و گواهینامه‌های گوناگون، تخصصی نبودن فضای کسب و کارها، عدم وجود شرایط مناسب برای مقایسه‌ی دقیق متخصصین در امور و دیگر مواردی از این قبیل باعث شده است که امروزه مدرک تحصیلی نتواند به خودی خود تضمین قطعی برای موفقیت در زندگی باشد و در صورتی می‌توان موفقیت را بیشتر احساس کرد که استعدادها و رشته‌ی تحصیلی با هم در یک راستا قرار گیرند.
یا باهوش‌ها کم تلاش ترند؟
متأسفانه از آنجا که نقش هوش در دهه‌های گذشته ناگهان پررنگ شده بود، یک خطای شناختی به وجود آورد و در نهایت باعث شد افرای که از نظر خودشان باهوش تلقی می‌شدند، کمتر تلاش کنند.
آی کیو یا بهره هوشی اکنون نقش بسیار کمرنگی در میزان موفقیت دارد. برخلاف سال‌های قبل که بهره هوشی یا به بیان غلط «ضریب هوشی» نقش زیادی در تربیت فرزندان بازی می‌کرد. مثلاً الآن مشخص شده که «هوش عاطفی» یا «هوش هیجانی» نقش بسیار مهم‌تری برای موفقیت بازی می‌کند؛ بنابراین یکی از تله‌هایی که افراد باهوش در آن گرفتار می‌شوند این است که چون فکر می‌کنند باهوش هستند پس نیاز به تلاش ندارند. این دقیقاً همان جایی است که باهوش‌ها به پرتگاه می‌افتند. هوش گرچه لازم است اما به هیچ وجه کافی نیست. همه ما، آن‌قدر هوش داریم که بتوانیم به خواسته‌ها و آرزوهای خود برسیم؛ اما آنچه که از اهمیت بالاتری برخوردار است هوش نیست. بلکه تلاش است.
از شروع روند تحصیل در کودکان اکثر والدین دچار این دغدغه می‌شوند که کودکشان در چه زمینه‌ای استعداد دارد؟ و یا در کدام مسیر موفق‌تر است؟ گاهی در این مسیر و برای کشف این استعدادها توسط والدین، کودک سرمایه‌های غیرقابل جبرانی مانند زمان، نشاط، فراغت و … را از دست می‌دهد. مدام از کلاسی به کلاس دیگر، از هنری به هنر دیگر می‌رود بلکه استعدادش در یکی از این زمینه‌ها شکوفا شود اما پس از صرف هزینه و زمان زیاد، در سیستم غلط آموزشی به سمتی پیش‌ خواهد رفت که نهایتا انتظار می‌رود که پزشک و یا مهندس شود. در صورتی که با تکیه بر اصول استعداد یابی، اندکی خودشناسی و یا کمک گرفتن از متخصصین و مشاورین در این حوزه می‌توان از این اتلاف وقت جلوگیری کرد و مانع از این شد که کودک از بزرگترین رسالت خود که همان کودکی کردن است، فاصله بگیرد.
در نهایت باید گفت تمامی انسان‌ها از هوش و استعداد ذاتی برخوردارند. نداشتن استعداد در زمینه‌ای خاص به معنی نداشتن استعداد به صورت عمومی نیست، بلکه ممکن است شخص در زمینه‌ی دیگری استعداد داشته باشد که فقط به آن‌ها پی نبرده است.
پس موضوع هوش و استعداد تک‌بعدی نیستند و می‌توانند ابعاد و مدل‌های مختلفی در افراد داشته باشند. موضوع کشف استعدادها بسیار مهم است. استعداد مانند مسیر یک رودخانه است که آب همواره در این مسیر جریان خواهد داشت حتی اگر با کسب مهارت‌های دیگر بخواهیم مسیر آن را تغییر دهیم در این حالت کار را برای خود دشوارتر کرده‌ایم.
حرکت در مسیر استعدادهایمان ما را زودتر و راحت‌تر به موفقیت خواهد رساند و از پشیمانی و سردرگمی جلوگیری خواهد کرد. موضوع استعداد را جدی بگیرید و از توانایی‌های ذاتی خودتان در زمینه‌ی درست بهره ببرید تا آینده‌ای ایده‌آل برای خود بسازید.

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه